ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 |
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
به یاد یار دیرین کاروان گم کرده رامانم که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را
چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی که در کامم به زهرآلود شهد شادمانی را
سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را
نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را
نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن که از آب بقا جویند عمر جاودانی را
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را ...سلام دوست گرامی بسیار زیبا بود
سلام وعرض ارادت دوست عزیز



تشکرازحضورپرمهرتان
مویدباشید
به هم نریخت طنین عبور قافله ای
خزان خواب مرا آنچنانکه چلچله ای
شبیه ابر سترون دلی پر از عقده ست
مرا که گریه فروخورده میکنم گله ای
رهایی از قفس بال و پر میسر شد
برای مرگ نمانده ست اگرچه حوصله ای....
سلام دوست عزیز





ممنونم ازپیام زیباتون
مویدباشید.