ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 |
مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد
نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها که وصال هم بلای شب انتظار دارد
تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد
نه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار من که کمند زلف شیرین هوش شکار دارد
مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن که هنوز وصلهی دل دو سه بخیه کار دارد
دل چون شکسته سازم ز گذشتههای شیرین چه ترانههایه محزون که به یادگار دارد
غم روزگار گو رو، پی کار خود که ما را غم یار بیخیال غم روزگار دارد
گل آرزوی من بین که خزان جاودانیست چه غم از خزان آن گل که ز پی بهار دارد
دل چون تنور خواهد سخنان پخته لیکن نه همه تنور سوز دل شهریار دارد
من در خودم مردمانی را به نظاره نشسته ام
که بلند بلند گریه می کنند
خوش به حالشان ...
مردمانم را میگویم
که همیشه بی چتر باران خیسند
سلام



و
سپاس
چه ترانه های محزون که به یادگار دارد ....سلام دوست عزیز خیلی زیبا بود مثل همیشه ...پایدار و موفق باشید
سلام وعرض ادب دوست بزرگوار




تشکرازمحبت شما
زنده باشید
سلام
سلام خدا خدمت شما خواهر خوبم امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه ...
مرسی از نگاهتون و ممنونم بابت تبریکتون این طرح که طرح تقویم تولد نام داره خانوم بنده انجام داده یعنی طراحیش ایشون بودن البته هنوزم ادامه داره تازه شروع طرحهای انجمن ادبی طلوع هستش بازم مرسی خواهر خوبم
ارادتمند شما
داداش حبیب
مدیر انجمن ادبی طلوع
سلام وعرض ادب







متشکرم
به به
بسیارعالی
احسنت به این ذوق هنری همسرتون
موفق باشید